نوع و داستان های او
Feb 22, 2019| یک بار یک پادشاه بود. او دوست دارد داستان بنویسد، اما داستان هایش خوب نبود. از آنجایی که مردم از او می ترسیدند، همه می گفتند داستان های او خوب است.
یک روز پادشاه داستان های خود را به نویسنده معروفی نشان داد. او منتظر بود نویسنده این داستان ها را ستایش کند. اما نویسنده گفت داستان هایش آنقدر بد بودند که باید آنها را در آتش بیندازد. پادشاه بر او بسیار خشمگین شد و او را به زندان فرستاد.
پس از مدتی پادشاه او را آزاد کرد. دوباره تعدادی از داستان های جدیدش را به او نشان داد و نظرش را درباره آنها پرسید.
نویسنده پس از خواندن آنها بلافاصله رو به سربازان کرد و گفت: لطفاً مرا به زندان برگردانید.
←
یک جفت: مهمان نوازی
بعدی: اطلاعیه تعطیلات
→
ارسال درخواست


